تبلیغات اینترنتیclose
گاهشماري سنتي در تالش
فرهنگ مردم تالش
چشم انداز ی از هنرو فرهنگ عامیانه تالش
موضوع : مردم شناسی تالش, | بازدید : 758


اصطلاحات تقويم محلي و گاهشماري سنتي در تالش

  قربان صحرائي چاله سرايي

 
گاهشماري يا تعيين تقويم براي زمان ، در ميان اقوام مختلف ايران از جمله تالش داراي نكات و ويژگيهاي مخصوص به خود است .بررسي نمونه هايي از اين اصطلاحات نشان مي دهد كه طبيعت ومعيشت مردم تالش درانتخاب واژه هاي مناسب براي گاهشماري تا چه حد نقش داشته است .البته نقش ايام مذهبي بعدها درآن اضافه شده وامروزه مجموعه اي از اصطلاحات گاهشماري را بوجود آورده اند كه تالشان از آن استفاده مي كنند .در اين مقاله نمونه هايي از اصطلاحات گاهشماري سنتي تالش با توضيحات لازم ارائه شده است .

 واژگان كليدي : گاهشماري تالشان ، موسم ، برنامه زماني ، فرهنگ عامه ، نوروز خواني .

 پيشگفتار
      بي ترديد هرملتي براي شمارش زمان وانجام معادلات وتعاملات اجتماعي خويش برحسب زمان بهمواقعي معين ومشخص نيازمند بوده ، تا بدان وسيله بتواند به خواسته هاي خويش قوام بخشد وبراساس آن برنامه زندگي روزانه ، ماهانه وحتي سالانه خويش را تنظيم كند .اگر چه سادگي زندگي وپايين بودن توقعات وحداقل بودن درگيريهاي اجتماعي وبسياري از عوامل امروزي در گذشته باعث شده بود برنامه هاي پيچيده اي درزندگي انسانها نباشد ، ولي به هر تقدير براي آن زندگي ساده نيز احتياج به يك برنامه ريزيها وزمان بندي ها بود كه انسانها ناگزير بودند ، براي رسيدن به اهداف ودست يابي خواسته هايشان طبق ان عمل نمايند .

    قوم تالش هم كه دير زماني است در ايران باستان تاكنون برپهنه اي از اين خاك وطن گزيده وداراي حيات اجتماعي – سياسي است ، از اين قاعده مستثني نبوده است .ما از گذشته اين قوم مبني براينكه چگونه ايام را تقسيم بندي مي كردند وتقويم زماني را برچه اساسي مشخص وتنظيم مي نمودند ، چندان اطلاعي نداريم .اما ازاصطلاحات وكلمات خاص زمان بندي وگاهشماري كه هنوز هم بر رزبان تالشان اصيل جاري است ، مي توان به اين نتيجه دست يافت كه عوامل متعددي براي تقسيم زمان در بين ملل موثر بودند .

     ((مردم بدوي كه زندگي را از طريق شكار به سر مي  بردند ، متوجه بازگشت موسمي بعضي از امور عادي طبيعي ، كه از سالي به سال ديگر به ترتيب ثابتي تكرار  مي شود ، گرديدند .اين امر منشاء تشخيص ((فصل ))ها يا              موسم ها گرديد . ( مانند موسم يخگشاد ، موسم شكوفه ، موسم جفتگيري پرندگان وغيره در نزد بعضي از اقوام ابتدايي ) .قديمي ترين نوع تقويم ساليانه مركب از دوره هايي ازچنين موسم ها است .اما در واقع بايد گفت كه تاريخ تقويم از زماني شروع مي شود كه انسان به حال ماندگاري به زراعت پرداخت ودر نتيجه متوجه شد كه موسم بذر افشاني به فواصل منظم همه ساله باز مي گردد .سپس به شمردن عده ي ايام بين دو موسم متوالي بذرافشاني پرداخت[1])).

   به عبارت ديگر ، در يك نگاه كلي مي توان ادعا كرد كه اين عوامل طبق مشي روزانه وآنچه كه در طي زمان با آن در ارتباط بودند بي ربط نيست .يعني تالشان مانند اقوام ديگر با آنچه كه براي عموم اهالي اصطلاح ونامي شناخته شده بود .برناه زماني خود را تنظيم نموده وبراساس آن قول وقرار ها وتقويم برنامه ها يخويش را معين مي كردند .برخي از عوامل مهم دخيل در تقويم زمان بندي وگاهشماري تالشان عبارتند از: خورشيد ، دامداري ، دين ومذهب ، سرما ، فصول ، كشاورزي ، گرما ، و … كه شرحي از هرعامل درجاي خودش خواهد آمد .

  نوشتار زير به برخي از اصطلاحات تقويمي وگاهشماري تالشان اشاره مي كند كه عليرغم وجود تقويم رسمي كشوري، در تعامل عامه ي تالشان كم وبيش رايج است .اين اصطلاحات را كه براساس حروف الفبا تنظيم شده است مي توان به شكل زير دسته بندي ، معرفي و شرح داد :

 1.افتاو به حوت : نامي است براي ماه اسفند آخرين ماه جلالي سال شمسي پسوند حوت نام سرياني ماه اسفند است كه درتقويم تالشان با پيشوند ((افتاو))به معني خورشيد جمع شده است .

2.بهاره رمه بر: تالشان در طول سال دومرتبه به پشم چيني از گله گوسفندان مي پردازند ، مرتبه اول زماني است كه دمداران باگله ها يخويش به ارتفاعات زيبا وسر سبز در مراتع ييلاقي صعود كرده اند .در اين هنگام كل مادينه هاي رمه زائيده است و پستانهاي گوسفندان پر از شير بوده و وفور نعمت از هر جهت، به خصوص فراواني فرآورده هاي لبني است .از طرفي پشم گوسفندان نيز رشد نموده وبلند شده است .پشم چيني بهاره معمولا در ماه خرداد صورت مي گيرد .وقتي يك چوپان تالشي با كسي قرار بگذارد كه فلان كار را هنگام ((بهاره رمه بر)) برايت انجام مي دهم يقيناً اين زمان ، هنگام انجام قرار است .

3.بيست وهشت صفر : روز رحلت نبي مكرم اسلام ، زمان معروفي است دربين تالشان . اين زمان منشاء مذهبي (اسلامي ) دارد .

4.پايزه ويگرد : زماني كه دمداران تالش تابستان را پشت سر نهاده وآخرين روزهاي ماه شهريور را سپري مي كنند ، كم كم به فكر كوچ مي افتند، تا رمه وكوچ خويش را از نقاط ييلاقي مرتفع به پايين دست ها در دل كوهستانها ي گرمسير قشلاقي انتقال دهند .اين زمان كه معمولاً از دهه آخرشهريور شروع وتا دهه اول مهر جلالي ادامه مي يابد ، در  گاهشماري تالشان – به ويژه چوپانان تالش – به((پايزه ويگرد))به معني برگشت پاييزي مشهور است .اين اصطلاح نيز در قول وقرارهاي تالشان جايگاه خاص خويش را داراست.همانطوريكه پيداست اين تقويم منشاء فصلي دارد .

5. پايزه رمه بر: همانطوريكه پيشتر ذكر شد چوپانان تالشي سالي دوبار گله گوسفند ان را پشم چيني مي كنند .مرتبه دومدر فصل پاييز  ومعمولاپس از كوچ از ييلاق وانتقال به قشلاق در ماه آبان صورت مي گيرد .اين تقويم نيز علاوه برمنشاء فصلي ، به شغل دامداري نيز مربوط مي شود .

6.پنجك: تالشان به پنج روز باقي مانده از خرداد جلالي وپنج روز اول تيرماه جلالي اسمي داده اند به نام ((پنجك))در گذشته چوپانان تالش عقيده داشتند گرماي تابستان گيلان[2] براي بدن بسيار مضر وبيماري زاست ، به ويژه گرماي پنجك كه عموماً در اين محدوده زماني ، جمله تالشان در خانه ها ومنازل ييلاقي خويش به استراحت مي پرداختند[3]  واز بين رفتن به گيلان خودداري مي كردند . گرما در بوجود آمدن اين تقويم نقش دارد .

7.تراش روز : به روز تاسوعاي حسيني عليه السلام ، مطابق بانهم ماه محرم الحرام در زبان تالش ((تراش روز ))گفته مي شود .اين اصطلاح منشاء مذهبي ( اسلامي ) دارد .

8. تيجره بهار : در فصل وقتي مراتع وجنگل هاي تالش سرسبز وبا طراوت است وهنوز علوف مورد استفاده دامها در اين مناطق دست نخورده وبكر است ،مي گويند زمان در ((تيجره بهار))است . اين اصطلاح در تقويم             گاهشمار ي تالش منشاء فصلي دارد .

9.چارچار : چهار روز باقي مانده از چله اول زمستان وچهارروز پس از آن ( مطابق با ششم تا چهارم آن ماه )را اصطلاحا(( چارچار ))مي گويند .تالشان عقيده دارند اين زمان اوج سرماي زمستان است .براي چارچار در فرهنگ عامه تالش افسانه اي نيز بر سر زبانهاست به نام ((افسانه گذشتن كوراغلو از طوفان ))، به نظر مي رسد اين افسانه الهام گرفته ازيكي از قصه هاي آذري است كه در فرهنگ تالشان نفوذ يافته ، منشاء اين گاهشماري سرماي زمستان است .

10. چل پنج بهار : اين اصطلاح فقط مخصوص چهل وپنجمين روز بهار است كه تقريباً مطابق با پانزدهم ارديبهشت ماه جلالي است .

11.چيله : اين اصطلاح گاهشماري كه به معناي ((چله ))مي باشد ، براي موارد متعددي به كار مي رود .اصل چيله به دوزمان در فصل زمستان اطلاق  مي شود كه درجاي خويش معرفي خواهد شد .ولي معمولا براي چهلمين روز زائيدن زن زائو ، براي نو عروسي كه چهل روز ازورودش به خانه داماد گذشته باشد . همچنين براي چهلمين روز در گذشت شخصي اصطلاح ((چيله ))كاربرد دارد .در فرهنگ عامه عقيده براين است ، عروسي كه در چيله است نبايد با عروس ديگري روبرو وهم صحبت شود.همچنين نوزادي كه چهل روز ا ز  ولادتش گذشته باشد بايد هم او وهم مادرش غسل چيله بهجاي آورند وبه اصطلاح چيله خويش را بشويند .كه البته شستن چيله نوزاد وزائو آداب خاص خويش را داراست .منشاء اين اصطلاح گاهشماري فرهنگي است .

12.درزه دچين : اين اصطلاح كه منشاء شغلي وخصوصاً شغل كشاورزي دارد .براي زماني است كه مزارع وشاليزارهاي برنج درو وجمع آوري شده ومحصولات در انبارها وتلمبارهاي مربوط ذخيره گشته است ولي هنوز به خرمنكوبي پرداخته نشده .به عبارت ديگر پايان دروي شاليزارها باانبار كردن محصولات شالي همراست كه به آن اصطلاحاً (0درزه دچين )) گفته مي شود .در گذشته انتهاي درزه دچين تا نيمه اول مهرماه به درازا مي كشيد ولي امروزه به علت وجود امكانات كشاورزي جهت كاشت ، داشت وبرداشت ، امور زراعي حداكثر تا نيمه شهريور ماه جلالي به پايان رسيده ومحصولات جمع آوري مي شود ودر انبارهاي مربوط ذخيره مي گردد . به همان نسبت گاهشماري ((درزه دچين ))امروزه بريا فاصله زماني پانزدهم مرداد تا پانزدهم شهريور ماه بكار برده مي شود .

13. روز ما عيد : عيد سعيد فطر كه منشاء اين تقويم شده است ، ملهم از دين ( اسلام ) است .

14.روزما: در قاموس الفاظ تالشان به ماه مبارك رمضان تازي ((روزما))به معني ماه روزه ، گفته مي شود .اين تقويم منشاء ديني (اسلامي ) دارد .

15.روكه چيله : از يازدهم بهمن ماه جلالي تا سي ام آن ماه روچيله ناميده مي شود .اگر چه طول اين مدت از بيست روز بيشتر نيست وليكن اصطلاح ((روكه چيله ))به معناي ((چيله كوچك))براي اين مدت زماني وضع شده است .در فرهنگ عامه تالشان عقيده براين است كه روكه چيله ادعا كرده چنانچه مدت زمانش به درازاي چله بزرگ مي شد كاري مي كرد تا قنداقه نوزاد همچنان كه در گهواره است از سرما يخ بزند ! برهمين اساس اين قوم را عقيده براين است كه سرماي روكه چيله بسيار بيشتر از ((لاله چيله ))است .

16.زغاله : اوج گرما در تيغ ظهر .

17.سشولون يا سه شولون : فاصله زماني دهم مرداد تا بيستم همان ماه ((سشولون ))ناميده مي شود .در اين زمان كه گرما در اوج است مسافرت به گيلان از نظر تالشان كوهپايه نشين قديمي مرسوم نبوده وحتي در اشعار محلي مساهده مي شود كه عاشق ، معشوق خويش را از رفتن به گيلان ( = جلگه ) در ((سشولون )) منع مي كند .منشاء اين اصطلاح تقويمي فصل تابستان وگرماست .

18.سوكله خون : اصطلاحي است به معناي ((خروس خوان )) اين اصطلاح براي زمان انتهاي نيمه شب ونزديك صبح ( بامدادان ) بكار برده مي شود .هرچند اين اصطلاح رانمي شود چندان درتقويم گاهشماري جاي داد وليكن بي ربط هم نمي تواند باشد ، زيرا مي توان آن ار در زمره اصطلاحات زمان سنجي قرار داد .

19.سيدون عيد : عيد غدير خم مطابق با هيجدهمين روز از ماه ذيحجه قمري كه يكي از اعياد مذهبي وبسيار بزرگ در اسلام است .

20.سينزه : اگر چه عقيده به نحسي عدد سيزده در تالش هم رواج دارد ولي اين روز براي گاهشماري وقول و             قرار هاي اجتماعي نيز كاربرد دارد .معمولاً پيمانها را در فاصله زماني سيزده نوروز باستاني ولي در خود روز سيزده هيچ كارمهمي انجام نمي دهند .اين تقويم منشاء‌ملي دارد .

21.ششه : هرگاه نوزاد ششمين روز تولدش را سپري كرد ، معمولا برايش مراسم جشن كوچكي برگزارمي كنند كه به ((ششه ))گفته مي شود .اگر چه اين اصطلاح را نمي توان در تقويم زماني تالشان منظور كرد وليكن زمان مشخصي است براي آنچه كه بيان شد .

22.شوچره : چوپانان تالش عادت دارند نيمه شبان تابستانها قبل از طلوع فجر گله را به چراي شبانه ببرند تاگرماي روز را تحمل نكنند .به اين عمل در اصطلاح تالشي ((شوچره ))گفته مي شود .چوپانان تالشي به هنگام شوچره همواره ني هفت بند تالشي به نام ((لله ))را به همراه خويش دارند كه هنگام چراي گوسفندان نواهايي را در آن مي دمند .آنهايي كه به هر دليلي در آن موقع شب بيدارند وقتي نواي خوش ني را از دور دستها مي شندند ، از اين كار ((تالشه شونه ها ))لذت برده ودر رويايي عرفاني سير مي كنند .شوچره را هم چندان نمي شود درتقويم سنتي جاي داد وليكنزمان محدودي است براي بيان موقعيت ساعت زماني .

23.صفرما: ماه دوم از ماهها تازي كه در تقويم تالشان جايگاهي ويژه دارد .اگر چه اين ماه را به هيچ وجه رد نمي كنند وبه دليل رحلت پيامبر اكرم صلي الله عليه واله وسلم وشهادت دونفر  از ائمه ( امام حسن مجتبي وامام رضا عليهما السلام ) در اين ماه براي آن احترام قائل اند وليكن در اين ماه خيلي از كارها را انجام نمي دهند ، از جمله خواستگاريها وبه طور كلي انجام هرگونه از اعمال عروسي ها ، خيلي از امور قراردادي اجتماعي ، تخم گذاشتن زير مرغ كرچ ، آرايش زنان وغيره . در فرهنگ عامه تالش انجام اين امور را خويش يمن وباشگون نمي دانند .اين تقويم منشاء ديني ( اسلامي ) دارد .

24.عيد : عيد نوروز باستاني . در اين زمان بسياري از امور شادي وسرور اجتماعي انجام مي شود . اين زمان در تقويم محلي تالشان از جايگاه ويژه اي برخوردار است .

25.قتل روز : اين روز يكي از ايام بسيار مهم وفوق العاده در بين تالشان خصوصاً تالشان شيعه مي باشد .قتل روز كه به روز دهم محرم – عاشوراي سرور شهيدان ، امام حسين عليه السلام – اطلاق مي شود ، سراسر منطقه تالش يكپارچه تعطيل ومراسم سوگواري وعزاداري دستجمعي براي آن امام همام پرداخته مي شود .منشاء اين و روز تاريخي در تقويم تالشان مذهبي ( اسلامي ) است .

26.قربوني عيد : به عيد اضحي ، دهم ماه ذي الحجه كه در تقويم تازي به عيد قربان مشهور است گفته               مي شود .منشاء ديني ( اسلامي )دارد .

27.لاله چيله : از ابتداي زمستا ن تا دهم بهمن ماه جلالي به ((لاله چيله ))يعني ((چله بزرگ ))معروف ومشهور است .اين زمان در تقويم محلي وسنتي تالشان كاربرد وجايگاه خاصي دارد .طول لاله چيله چهل روز است واصولاً پسوند چيله را به خاطر مدت زمانش اخذ كرده است .در مقابل لاله چيله ، روكه چيله قراردارد كه شرح آن در بالا ذكر گرديد.

28.لره كشه ما: نامي است كه به برج دوازدهم از برج هاي دوازده گانه شمسي داده شده است .اين اصطلاح را كه تالشان براي اسفند ماه وضع كرده اند به معناي ((ماه لاغر كشان )) است .دليل ناميدن آن به ((لره كشه ما)) اين است كه در اين ماه كه در انتهاي زمستان قرار دارد تقريباً علوفه دام ها به پايان رسيده وسرماي آن سوزان است .وفرهنگ عامه عقيده براين است كه زمستان آخرين زور سرمايي خودش را مي زند تا هر چه كه در توان دارد ، در واپسين روزهاي حياتش برموجودات بياورد .در اين ماه به دلايل گفته شده ممكن است تلفات دام ها – به ويژه دامهايي كه از توانايي جسمي كمتري برخوردار بوده ولاغرند – بيشتر باشد .منشاء اين ماه در تقويم محلي تالشان فصلي ، سرما ودام است .

29.محرم ما: اولين ماه از سال قمري .اين ماه كه شهادت حضرت امام حسين عليه السلام در آن واقع شده است .براي تالشان از اهميت فوق العاده و ويژه اي برخوردار است .بسياري ازامور اجتماعي  وهمه برنامه ها يشاديانه – خصوصاً برنامه هاي مربوط به عروسي – در اين ماه تعطيل مي شود وانجام آن به ماه هاي بعد موكول مي گردد .دهه اول اين ماه مردم در عزاي سرور شهيدان كربلا سياهپوش وسوگوارند وعموماً در مساجد وتكايا وحسينيه ها حضور مي يابند ودر رثاي ان شهيد جاويدان تاريخ اشك ماتم ريخته وبر سر وسينه مي زنند .خصوصاً روزهاي ((قتل وتراش ))( عاشورا وتاسوعا) كه عزاداريها در اوج انجام قرار مي گيرد .

30 . نوروز ما : نامي ديگر براي اسفند ماه جلالي . از آنجائيكه واپسين ماه سال شمسي بااتمامش زمان را به يد نوروز باستاني ايرانيان پيوند مي دهد ، اين ماه در فرهنگ عامه از جايگاه ويژه اي برخوردار است .تالشان از همان نخستين روزهاي شروع آن ماه خود را در يك اقدام فرهنگي سنتي ، آماده ومهيا ي پذيرايي از بهار مي كنند هرشب ((نوروزي خوانان )) در منازل همسايگان حاضر شده وبا خواندن اشعاري در خبر دادن از رسيدن فصل بهار به پيشواز آن مي روند .علاوه برآن ((نوروز ما))آغاز كاروتلاش در مزارع  برنج وباغات است كه بدان وسيله رزق وروزي جامعه تالش بدست مي آيد .

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *

برچسب ها : گاهشماري تالشان ، موسم ، برنامه زماني ، فرهنگ عامه ، نوروز خواني .,
ارسال در تاريخ پنجشنبه 12 بهمن 1391 توسط taleshan